رای اوفتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای اوفتادن . [ دَ ] (مص مرکب ) رای افتادن . رای فتادن . رجوع به رای افتادن شود. ◄ صاحب ارمغان آصفی رای افتادن را بمعنی راه افتادن و آغاز حرکت کردن و به راهپیمایی پرداختن آورده است و شعر ذیل را از نظامی شاهد آورده، اما گمان میرود که تصحیف راه اوفتاد باشد : مهد براهیم چو رای اوفتاد بیم ره آمد دو سه جای اوفتاد. نظامی (از ارمغان آصفی ).