رای زن شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای زن شدن . [ زَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مشاور شدن . طرف مشورت قرار گرفتن . مورد مشاوره گردیدن : سپاهی و شهری شدند انجمن زن و کودک و مرد شد رای زن . فردوسی . از آن پس برای دلارای زن سر هفته شد با پدر رای زن . فردوسی .