رای مند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای مند. [ م َ ] (ص مرکب ) خداوند رای . بارای . باتدبیر. عاقل . خردمند. باعقل . بخرد : خنک مرد داننده ٔ رای مند به دل بی گناه و به تن بی گزند. اسدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای مند. [ م َ ] (ص مرکب ) خداوند رای . بارای . باتدبیر. عاقل . خردمند. باعقل . بخرد : خنک مرد داننده ٔ رای مند به دل بی گناه و به تن بی گزند. اسدی .