رباعة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رباعة. [ رِ ع َ ] (ع اِ) ج ِ رَباعة، به معنی شأن و حال که شخص بر آن باشد و لاتکون فی غیر حسن الحال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). شأن و حالی که توبر آن هستی و مراد از آن کار اول توست . (از اقرب الموارد). حالت نیکو از استقامت کار نخستین، و این بجزدر خوبی حال نمیشود. شأن . حالت نیکویی که مرد بر آن باشد. ◄ نوعی از حمالة. (از متن اللغة). نوعی از حمالة یعنی دیه و غرامت، و آن بذل همه ٔ دارایی است حتی منزل، گویند: «حمل فلان حمالة کسر فیها رباعته ». (از اقرب الموارد). ◄ قسمتی از دوال شمشیر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ کیش و مسلک . (ناظم الاطباء). ◄ طریقه و راه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) باربرداری و حمالی . (ناظم الاطباء). ◄ استقامت . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ ریاست : هو علی رباعة قومهم ؛ ای سیدهم . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) مسکن و مأوی . ◄ قبیله و طایفه . (ناظم الاطباء). قبیله . (از متن اللغة) (منتهی الارب ).
رباعة. [ رَ ع َ ] (ع اِ) رباع . شأن و حالی که شخصی بر آن باشد. و لاتکون فی غیر حسن الحال . یقول : ما لی من یضبط رباعتی غیر فلان ؛ ای امری و شأنی الذی انا علیه، و کذلک رَباعَتی و هم علی رباعتهم ؛ یعنی ایشان بر حالتی نیکوباشند و بر امری هستند که بودند بر آن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شأن و حالتی خوب که مرد بر آن باشد. (از متن اللغة) (از آنندراج ). و رجوع به رَباع شود. ◄ طریقه و راه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ استقامت . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). و رجوع به رباع شود. ◄ کیش و مسلک . (ناظم الاطباء). ◄ نوعی از دوال شمشیر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ قبیله و طایفه . (ناظم الاطباء). قبیله . (متن اللغة) (از منتهی الارب ). ◄ مسکن و مأوی . (ناظم الاطباء). و رجوع به رباعة شود.