رباعیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رُ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ رباعیه (رباعی).<BR>۱- اشعار چهار مصراعی.<BR>۲- دندانهای اربعة انسان بین ثنایا و انیاب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رُ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ رباعیه (رباعی). ۱- اشعار چهار مصراعی. ۲- دندانهای اربعه انسان بین ثنایا و انیاب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رباعیات . [ رُ عی یا ] (ع اِ) شعرهای دوبیتی . (ناظم الاطباء). ج ِ رباعی . رجوع به رباعی شود.
رباعیات . [ رَ ] (ع اِ) ج ِ رَباعیة، بمعنی چهار دندان که میان دندان ثنایا و انیاب باشد. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از منتخب اللغات ) (از غیاث اللغات ). چهار دندان که از پس ثنایا بود. (مهذب الاسماء). ◄ ج ِ رَباعیة، بمعنی حیوانی که دندانهای رباعی را افکنده باشد. (از متن اللغة). ◄ ج ِ رَباع . (منتهی الارب ). رجوع به مفردهای کلمه شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
چهارتایی، چهار پاره