ربس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ربس . [ رِ ] (فرانسوی، اِ) قسمی قماش پنبه ای نازک تر از دبیت . (یادداشت مرحوم دهخدا). یک نوع پارچه ای است که از آن لباس سازند. (ناظم الاطباء).
ربس . [ رَ ] (ع مص ) زدن کسی را به دست . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء). ربس کسی ؛ به دو دست زدن وی را. (از اقرب الموارد). ◄ پر کردن مشک را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
ربس . [ رُ ] (ع اِ) سختی و بلا، و یقال جاءَفلان بامور ربس ؛ ای شداید. کانه ٔ جمع رابس کبازل و بُزْل . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ ج ِ رَبْساء. شداید. (ناظم الاطباء). رجوع به ربساء شود.