ربط داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ربطداشتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) اتصال داشتن . پیوسته بودن . ارتباط داشتن . (ناظم الاطباء). مربوط بودن .مرتبط بودن . رابطه داشتن . پیوستگی داشتن . ◄ بامعنی بودن . (ناظم الاطباء). ◄ دخیل بودن . دخالت داشتن . ◄ علت و عمل داشتن . ◄ رفاقت و آشنایی داشتن . (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
دنبال کردن، پیوند داشتن، پیوستن