ربط نداشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بسته نبودن، بستگی نداشتن کاری نداشتن خارج ازموضوع صحبت کردن، تجاهل کردن، خودرابه کوچه علی چپ زدن، ازموضوع اصلی اجتناب کردن بیربط صحبت کردن، قاطی کردن، آسمان وریسمان بافتن، واردجزییات شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بسته نبودن، بستگی نداشتن کاری نداشتن خارج ازموضوع صحبت کردن، تجاهل کردن، خودرابه کوچه علی چپ زدن، ازموضوع اصلی اجتناب کردن بیربط صحبت کردن، قاطی کردن، آسمان وریسمان بافتن، واردجزییات شدن