ربوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ربوت . [ رَ ] (اِ) هدهد. (ناظم الاطباء) (لغت فرس اسدی ). پوپو. (یادداشت مرحوم دهخدا). پوپک . شانه بسر. مرغ سلیمان . پوپونک : محال را نتوانم شنیدهزل و دروغ که هزل گفتن کفر است در مسلمانی سرای و قصر بزرگان طلب تو همچو ربوت چو مار چند گزینی تو جای ویرانی . منجیک (از لغت فرس اسدی ).
ربوت . [ رُ ب ُ وَ ] (از ع، اِ) ربوة. رَبْوة. رُبْوة. رجوع به رِبْوة شود.
ربوت . [ رِ وَ ] (از ع، اِ) رَبْوة. رُبْوَت .پشته و بلندی و کوهچه . (ناظم الاطباء). جای بلند. (دهار). پشته و بلندی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تل کوچک . (مهذب الاسماء). بالای پشته . (دهار). ◄ ده هزار درهم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).جماعت زیاده مانند ده هزار تن . (از اقرب الموارد).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی