ربیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ربیط. [ رَ ] (ع ص ) مربوط. بسته شده . (ناظم الاطباء). مربوط. (اقرب الموارد). ستوربسته . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پارسای ترسایان . ◄ زاهد و حکیم که خود را از لوث دنیا بازداشته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ مرد دلیر که نگریزد. (آنندراج ). ♦ ربیطالجاش ؛ مرد دلیر که نگریزد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). شجاع . پردل . دلیر. رابطالجاش . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ خرمای خشک در انبان نهاده ٔ آب بر آن پاشیده . ◄ غوره و خرمای سرنهاده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ربیط. [ رَ ] (اِخ ) لقب غوث بن مرّبن طانجه، زیرا که مادرش را فرزندی نمی زیست، پس نذر کرد که اگر این فرزند زنده ماند بر سر او صوف ببندد، و او را ربیط کعبه گردانید تا بالغ گردید سپس آن بسوی خودکشید و ملقب به ربیط شد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).