واژه جو

رجل الطیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رجل الطیر. [ رِ لُطْ طَ ] (ع اِ مرکب ) رجل الغراب . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). اَآطریلال . پاکلاغی . غازایاغی . حرزالشیطان . (یادداشت مرحوم دهخدا). گیاه اطریلال است و به لغت هندی کاکچنکی و مسی نامند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به رجل الغراب و رجل العقاب و رجل الزاغ و اَآطریلال و تحفه ٔ حکیم مؤمن چ مصطفوی ص ١٢٦ شود.

معنی رجل الطیر | واژه جو