رجم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجم کردن . [رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دور کردن . راندن : رجم کن این لعبت شنگرف را در قلم هم نسخ کش این حرف را. خاقانی . ◄ دشنام دادن . (ناظم الاطباء). ◄ سنگسار کردن . (از ناظم الاطباء) (فرهنگ رشیدی ) .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجم کردن . [رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دور کردن . راندن : رجم کن این لعبت شنگرف را در قلم هم نسخ کش این حرف را. خاقانی . ◄ دشنام دادن . (ناظم الاطباء). ◄ سنگسار کردن . (از ناظم الاطباء) (فرهنگ رشیدی ) .