رجوع افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجوع افتادن . [ رُ اُ دَ ] (مص مرکب ) سر و کار پیدا کردن . حاجت افتادن : شریف را به خسیسان رجوع می افتد که برگ کاه بود داروی پریدن چشم . صائب .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجوع افتادن . [ رُ اُ دَ ] (مص مرکب ) سر و کار پیدا کردن . حاجت افتادن : شریف را به خسیسان رجوع می افتد که برگ کاه بود داروی پریدن چشم . صائب .