رجولیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجولیت . [ رُلی ی َ ] (ع اِمص ) رُجولیة. مردی . مرد بودن . (از منتخب اللغات ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : و درمذهب رجولیت چگونه رخصت یافتی . (جهانگشای جوینی ). میزنم لاف از رجولیت ز بیشرمی ولیک نفس خود را کرده فاجر چون زن هندی منم . سعدی . ♦ آلت رجولیت ؛ نره . (ناظم الاطباء). ◄ مردی و مردانگی . (ناظم الاطباء) : به مردی و شجاعت مذکور و به رجولیت و مبارزت معروف . (تاریخ اعثم کوفی ص ٧٧). رجوع به رجولیة شود.