رجک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجک . [ رَ ج َ ] (اِ) رچک . رجغک . آروغ . رجغک و بادی که از راه گلو برآید. (ناظم الاطباء). فواق . باد گلو. آروغ . (آنندراج ) (از برهان ) : ببندد دهان خود از فرط بخل که برناید از سینه ٔ او رجک . طیان ژاژخای (از آنندراج ). و رجوع به رجعک و رچک و رجغک شود.