واژه جو

رخیمة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رخیمة. [ رَ م َ ] (ع ص ) جاریة رخیمة؛ دختر نرم و آسان گوی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). و رجوع به رخیم شود.

معنی رخیمة | واژه جو