رخ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رَ) (اِ.) ۱- رخنه، شکاف. ۲- خطهایی که از کشیدن سوهان بر روی فلزات ایجاد شود.
(رُ) (اِ.) ۱- گونه، چهره، هر یک از دو طرف گونه. ۲- سوی، طرف. ۳- عنان اسب، افسار.
(~.) [ معر. ] (اِ.) یکی از مهرههای شطرنج که به شکل برج است.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رَ) (اِ.) ۱- رخنه، شکاف. ۲- خطهایی که از کشیدن سوهان بر روی فلزات ایجاد شود.
(رُ) (اِ.) ۱- گونه، چهره، هر یک از دو طرف گونه. ۲- سوی، طرف. ۳- عنان اسب، افسار.
(~.) [ معر. ] (اِ.) یکی از مهرههای شطرنج که به شکل برج است.