ردادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ردادی . [ رَدْ دا ] (ص نسبی ) از انتسابهای اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
ردادی . [ رَدْ دا ] (حامص ) عمل رداد. جبر و رد عظام . به جای بازبردن اندامهاکه از جای خویش بیرون آید. جا انداختن . شکسته بندی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رَدّاد و شکسته بندی شود.