رداع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رداع . [ رَ ] (اِخ ) شهری است به یمن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نام شهر فارسهاست در یمن . (از معجم البلدان ). و رجوع به الجماهر ص ٢٧٠ شود.
رداع . [ رِ ] (اِخ ) نام آبی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از معجم البلدان ).
رداع . [ رُ ] (ع مص ) بازگردان کردن بیماری . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بازگردان شدن بیماری . پس افتادن بیمار. (یادداشت مؤلف ). برگردان شدن بیماری . (از اقرب الموارد).