رزگون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزگون . [ رَ ] (اِخ ) ظاهراً نام دیهی بوده به ماوراءالنهر یا در نواحی غزنه . (یادداشت مؤلف ) : پای او افراشتند اینجا چنانک تو به رزگون راژهاافراشتی . لبیبی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزگون . [ رَ ] (اِخ ) ظاهراً نام دیهی بوده به ماوراءالنهر یا در نواحی غزنه . (یادداشت مؤلف ) : پای او افراشتند اینجا چنانک تو به رزگون راژهاافراشتی . لبیبی .