رسالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسالة. [ رَ ل َ ] (ع اِمص، اِ) رِسالة. به تمام معانی رِسالَة. (ناظم الاطباء). رجوع به رِسالة شود.
رسالة. [ رِ ل َ ] (ع مص ) مصدر به معنی مراسلة. (ناظم الاطباء). رجوع به مراسلة شود. ◄ مصدر به معانی رَسَل . (منتهی الارب ). و رجوع به رسل شود.
رسالة.[ رِ ل َ ] (ع اِ) رساله . رجوع به رساله و رسالت شود. ◄ (اِمص ) پیغامبری و فرستگانی . (ناظم الاطباء). پیغامبری . (منتهی الارب ). پیغامبری و بدین معنی بالفتح هم آمده است . (آنندراج ). نبوت . رسولی . رسالت . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِ) پیغام . (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص ٥٢) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). در اصل، سخنانی که بسوی غیر فرستاده و ابلاغ شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) : فبلغ الرسالة و ادی الامانة و جاهد فی سبیل اﷲ. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٩٨). و رجوع به رسالت و رساله شود. ♦ اُم ّرسالة ؛ کرکس . رَخَمة، و آن به علت عَلَم بودن و مؤنث بودن غیرمنصرف است . (از اقرب الموارد). ◄ گروه اسبان . ج، رَسائل . (ناظم الاطباء).