واژه‌جو

رسانیدنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رسانیدنی . [ رَ / رِ دَ ] (ص لیاقت ) رساندنی . قابل رسانیدن . لایق رسانیدن . شایسته ٔ ایصال . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به رسانیدن و رساندن و رساندنی شود.

معنی رسانیدنی | واژه‌جو