رستاخیز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رستاخیز کردن . [ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بمجاز، فریاد کردن : دشمنان را به حال خود بگذار تا قیامت کنند رستاخیز. سعدی . و رجوع به رستاخیزشود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رستاخیز کردن . [ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بمجاز، فریاد کردن : دشمنان را به حال خود بگذار تا قیامت کنند رستاخیز. سعدی . و رجوع به رستاخیزشود.