رستم آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رستم آباد. [ رُ ت َ] (اِخ ) دهی از دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر. آب آن از چشمه . محصولات عمده غلات . صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
رستم آباد. [ رُ ت َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه همدان و کرمانشاه میان رحمت آباد وگلبداغ در ٤٥٩هزارگزی تهران . (از یادداشت مؤلف ).
رستم آباد. [ رُ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار. آب آن از چشمه . محصولات آنجا غلات و لبنیات . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).