رستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ تَ) (مص ل.) نجات یافتن، رها شدن.(رُ تَ) [ په. ] (مص ل.) روییدن، نمو کردن.مترادفها و واژههای مرتبطخلاصییافتن، رهایی، رهایییافتن، رهیدن، نجاتواژه قبلی: رستمواژه بعدی: رستنی