رسوا کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیآبرو (بدنام، سرافکنده…) کردن، مفتضح کردن، کوس (طبل) رسوایی کسی را زدن، استهزا کردن، تحقیر کردن افترا زدن، بدگویی کردن، تهمت زدن، بدنام کردن، ملوث کردن، خدشه دار کردن، لکه دار کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیآبرو (بدنام، سرافکنده…) کردن، مفتضح کردن، کوس (طبل) رسوایی کسی را زدن، استهزا کردن، تحقیر کردن افترا زدن، بدگویی کردن، تهمت زدن، بدنام کردن، ملوث کردن، خدشه دار کردن، لکه دار کردن