رسیده شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
رسیدن، عمل آمدن، پخته شدن، آمدن، پختن رسانیدن، بهحد بلوغ رساندن، ثمره دادن، بهمیوه رساندن، بهبار آوردن، بهکمال رساندن کارآزموده شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
رسیدن، عمل آمدن، پخته شدن، آمدن، پختن رسانیدن، بهحد بلوغ رساندن، ثمره دادن، بهمیوه رساندن، بهبار آوردن، بهکمال رساندن کارآزموده شدن