رشته
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رِ تِ) (ص مف.) ۱- تافته تابیده شده. ۲- (اِ.) ریسمان. ۳- تار، نخ. ۴- فرقه، سلسله. ؛ ~ها را پنبه کردن کنایه از: نتیجه و حاصل کاری را از میان بردن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رِ تِ) (ص مف.) ۱- تافته تابیده شده. ۲- (اِ.) ریسمان. ۳- تار، نخ. ۴- فرقه، سلسله. ؛ ~ها را پنبه کردن کنایه از: نتیجه و حاصل کاری را از میان بردن.