رشراش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشراش . [ رَ ] (ع اِ) استخوان نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گوشت فربه بریان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کباب که آب آن بچکد. (از اقرب الموارد). ◄ نان خشک نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به رشراشة و رشرشة و رشرش شود.