رشوت خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشوت خوردن . [ رِش ْ / رُش ْ وَخوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) رشوه خوردن . رشوت گرفتن . پاره گرفتن . اخذ پول یا مالی برای حق نمودن باطل یا ناحق نمودن حقی . (از یادداشت مؤلف ) : ازبهر قضا خواستن و خوردن رشوت فتنه همگان بر کتب بیع و شرایند رشوت بخورند آنگه رخصت بدهندت نه اهل قضایند بل از اهل قفایند. ناصرخسرو. آنچه ز دست تو دهن می خورد رشوت آسایش من می خورد. امیرخسرو. و رجوع به رشوت گرفتن و رشوه خوردن شود.