رشک ورزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشک ورزیدن . [ رَ وَ دَ ] (مص مرکب ) حسد ورزیدن . حسادت کردن . رشک نمودن . حسادت ورزیدن . رشک بردن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به رشک آوردن و رشک بردن و رشک آمدن شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
غبطه خوردن، طمع کردن، طمع بردن، رشک بردن، میل داشتن براق شدن