رشیدالدین وطواط | قصاید | شماره ۲۰۳ - در مدح شمس الدین وزیر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صدرا، مساعی تو مؤید بود همی و ز تو نظام دین محمد بود همی تو شمس دینی و بفضای بهای تو دین را جمال و زینت بیحد بود همی در هند و روم و ترک نباشد نشان شیر تا رای تو چو روی مهند بود همی خاک ستانه تو، که چرخ سیادتست از روی چرخ افزون مسند بود همی کردار تو بخیر مشهر شدست و باز گفتار تو بصدق مؤید بود همی فضل تو و سخاوت تو ده قصیدهاند کان را ثبات ذکر مخلد بود همی اسباب ملک از تو مهیا شود همی و ارکان شرع از تو مشید بود همی آن زمره را که فاضل تحصیل دولتند اندر زمانه صدر تو مقصد بود همی چشم مخافان تو و روز حاسدانت از هیبت تو ابیض و اسود بود همی هر عالمی، که مشکل آفاق حل کند در مجلس تو عاجر ابجد بود همی یک نکته کمینه ز انواع دانشت سرمایه خلیل و مبرد بود همی تا رونق کمال ندارد بنزد عقل هر جا که از علوم مجدد بود همی بادا مرکب از تو همه مفردات مجد تا در سخن مرکب و مفرد بود همی