رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۴۷ - در حق ضیاء الدین عراق وزیر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ایا خوب سیرت وزیری، که ملک ندیدست ماننده تو وزیر عراقی بنام و بود با سخات خراج عراق و خراسان حقیر مطیع مثالت وضیع و شریف غلام جنابت صغیر و کبیر بدست هوای تو دلها رهین بدام وفای تو جانه اسیر طویلیست دست تو در مکرمت که باد از دست تو حوادث قصیر بانعام و اکرام ذکر ترا چو شمسست در گرد عالم مسیر همه خیر ورزی چو دانستی که عالم خبیرست و ناقد بصیر بمن روضهای آمد از خدمتت کزان روضه عیش من شد نضیر کنون بر کشیدم بمدح و ثنات در آن روضه مانند مرغان صغیر غدیری همی بایدت از میمرا برنگ عقیق و ببوی عبیر که تا اندرین فرخ اوقات عید همم روضه باشد، ز تو، هم غدیر علا تو بود مر زمین را قرار یتو باد چشم وزارت قریر نکوه خواه از لطف تو در بهشت بد اندیش از عنف تو در سعیر