رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۶۴ - در حق اتسز
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خدایگانا، سی سال شد که من بنده غلام صدر توام، مادح جناب توام بشرق و غرب جهان، هر کجا کشی رایت منم نخست که در خدمت رکاب توام پس از لطایف صنع خدای عز و جل چنانکه هستم زنده بنان و آب توام ز قول و فعل من آخر چه در وجود آمد؟ که مستحق سؤال تو و جواب توام ملوک دهر ندارند باعتاب تو تاب من ضعیف چه اندر خود عتاب توام؟