رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۸۷ - در شکایت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ز آن روز که گفتی: پس ازین جور کنم کم بسیار بیفزودی و کم هیچ نکردی گفتم: نکنم با تو وفا، ترک کنی، زانک هر چیز که گفتی: نکنم، هیچ نکردی گفتی: چو بمیری بسر خاک تو آیم آن نیز بکردیم و تو هم هیچ نکردی