رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۹۶ - در حق مجدالدین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
اجل مجد دین، در بلا و عنا ز ناله چو نالم، ز مویه چو موی تو دانی که: در حسن رأی ملک چه آید ز احداث ما را بروی؟ اگر هیچ دانی، شود ممکنت؟ فراغ دل من بنوعی بجودی بآب شفاعت، که مقبول باد ز رخسار من گرد محنت بشوی نکو گفتن آیین پیران بود تویی پیر دولت، نکویی بگوی