واژه جو

رشیدی کازرونی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رشیدی کازرونی . [ رَ دی ِ زِ ] (اِخ ) یا رشید کازرونی . رشیدی برادر بزرگترارشد کازرونی است . این شعر از او دیده، نوشته شد: ز فریاد سگت شبهامرا خون در جگر باشد مبادا بر سر کوی تو غیری در گذر باشد. (از آتشکده ٔ آذر چ شهیدی ص ٣٠٥). رجوع به رشید کازرونی در همین لغت نامه و مجالس النفائس ص ٣٨٩ شود.

معنی رشیدی کازرونی | واژه جو