رشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشی . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان رحمت آباد بخش رودبار شهرستان رشت . سکنه ٢٨٣ تن . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و لبنیات . صنایع دستی شال بافی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
رشی . [ رَ شی ی ] (ع اِ) شتربچه . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ شتری که بایستد پس بانگ زند بر آن، شبان . (منتهی الارب ). شتری که بایستد پس شبان بر آن بانگ زند: اُرْشُه ْ اُرْشُه ْ (از اقرب الموارد).