واژه جو

رصخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رصخ . [ رَ ] (ع مص ) ثابت و برجای بودن در کاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رسوخ . (از اقرب الموارد). و رجوع به رسوخ شود.

معنی رصخ | واژه جو