رضایتدادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
راضی شدن، قانع شدن، تن دردادن، تسلیم شدن، زیر بار (چیزی) رفتن، اطاعت کردن، تحمل کردن روا دانستن، جایز شناختن مصالحه کردن، سازش کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
راضی شدن، قانع شدن، تن دردادن، تسلیم شدن، زیر بار (چیزی) رفتن، اطاعت کردن، تحمل کردن روا دانستن، جایز شناختن مصالحه کردن، سازش کردن