واژه جو

رضی‌الدین آرتیمانی | غزلیات | غزل شماره ۷۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مرا دستی است بالا دست گردون که نتوان ز آستینش کرد بیرون منم بر درگهش چون حلقه بر در نه دست اندرون نه پای بیرون هژبرانند اینجٰا خفته در خاک دلیرانند اینجٰا غرقه در خون تن بی‌جان چگونه زنده ماند رضی بی‌او بگو چون زنده‌ای چون

معنی رضی‌الدین آرتیمانی | غزلیات | غزل شماره ۷۳ | واژه جو