رضیالدین آرتیمانی | غزلیات | غزل شماره ۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بهشت است آن ندانم یا بهار است غلط کردم غلط، دیدار یار است هلاک آن تنم کز نازنینی زمین و آسمانش زیر بار است مرا گوئی چرا شوریده شکلی شراب است و بهار است و نگار است مرا ویران دلی و جلوه او هزار اندر هزار اندر هزار است بناکامی خوشم یا رب که آنچه بکام من نگردد، روزگار است رضی گویی میان کشتگان کیست شهیدان تو را شمع مزار است