واژه جو

رطب چین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رطب چین . [ رُ طَ ] (نف مرکب ) آنکه رطب چیند. که رطب از نخل بازکند. رباینده ٔ رطب از نخل : در باغچه ٔ گل قصب چین گردن زده زنگی رطب چین . نظامی . رطب چینی که با نخلم ستیزد ز من جز خار هیچش برنخیزد. نظامی . رطب چین درآمد زدوشینه خواب دماغی پرآتش دهانی پرآب . نظامی .

معنی رطب چین | واژه جو