رعشهدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعشه دار. [ رَ ش َ / ش ِ ] (نف مرکب ) دارای رعشه . لرزه دار. با رعشه . (یادداشت مؤلف ). کسی که در اندام وی لرزه باشد. لرزان . (ناظم الاطباء) : ز انقلاب چرخ می لرزم به آب روی خویش جام لبریزم به دست رعشه دار افتاده ام . صائب (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی