رغایب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ یِ) [ ع. رغائب ] (اِ.) ج. رغیبه.<BR>۱- چیزهای مرغوب و پسندیده.<BR>۲- عطاها، دهشها.<BR>۳- شب جمعة اول ماه رجب.<BR>۴- لیلة رغایب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ یِ) [ ع. رغائب ] (اِ.) ج. رغیبه. ۱- چیزهای مرغوب و پسندیده. ۲- عطاها، دهشها. ۳- شب جمعه اول ماه رجب. ۴- لیله رغایب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رغایب . [ رَ ی ِ ] (ع اِ) رغائب . چیزهای مرغوب . عطاهای نفیس و بسیار. (یادداشت مؤلف ). ج ِ رغیبة. (ناظم الاطباء) : چندان مواهب و رغایب در سلک ملک او آورد که حصر آن در حوصله ٔ وهم نگنجد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٦٠). ملک قدیم که شریفترین نفایس است و عزیزترین رغایب عرصه ٔ مهمات و وقایع ذات او گردید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٣). خاص و عام در فواید غنایم و رغایب آن حرایب متساوی شدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٥٢). لشکر اسلام با غنایم نامعدود و رغایب نامحدود به غزنه آمدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٥٣). اسباب آن نامدار با زین و سرافسار و دیگر انواع اعلاق و رغایب ... (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٣٨) و بسبب فیضان مواهب و کثرت رغایب او از جوانب متوجه آن شدند. (تاریخ جهانگشای جوینی ). و چون از کار جشن و مواهب رغایب پرداخت . (تاریخ جهانگشای جوینی ). رجوع به رغائب شود.