رغل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رغل . [ رَ ] (ع مص ) مکیدن شیر مادر و یا خاص است به مکیدن بزغاله شیر مادر را بی آنکه وی را رها کرده باشند. (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از منتهی الارب ). شیر خوردن بزغاله . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ).
رغل . [ رَ ] (ع اِ) آگندگی و پری خوشه از دانه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
رغل . [ رُ ] (ع اِ) نوعی از علف شور و سلمه . ج، ارغال .(ناظم الاطباء). نوعی از علف شور یا آن سرمق است که معرب سلمه باشد. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). سرم . سرمق . (السامی فی الاسامی ). سلمه . گیاهی است . (دهار).