رغم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- برخلاف میل کسی عمل کردن.<BR>۲- غلبه کردن، به خاک مالیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- برخلاف میل کسی عمل کردن. ۲- غلبه کردن، به خاک مالیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رغم . [ رُ ] (ع اِمص ) یا رَغم یا رِغم . کراهت و ناپسندی . (ناظم الاطباء). رجوع به رَغم شود.
رغم . [ رِ] (ع اِ) رُغم یا رَغم . رجوع به رَغم و رِغم شود.
رغم . [ رُ ] (ع مص ) یا رِغم، مصدر به معنی رَغم . (ناظم الاطباء). رجوع به رَغم در پنج معنی اول مصدری شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
وارون، برابر