رفاعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفاعی . [ رِ عی ی / رِ ] (ص نسبی ) منسوب است به رفاعة که انتساب به جد است . (از انساب سمعانی ).
رفاعی . [ رِ ] (اِخ ) محمد رفاعی المخزومی . (از معجم المطبوعات مصر ج ١). رجوع به مخزومی (محمد...) شود.
رفاعی . [ رِ ] (اِخ ) یا رفاعی حسینی . شیخ احمدبن ابوالحسن علی بن یحیی، معروف به رفاعی حسینی انصاری . مؤسس طریقه ٔ رفاعیة. وی به سال ٥١١ هَ. ق . در دیه حسن از توابع واسط بدنیا آمد و در واسطبه تحصیل پرداخت و بعد به تصوف گرایید. گروهی بیشمار بدو پیوستند و اعتقاد شدید به او پیدا کردند. وی به سال ٥٧٨ هَ . ق . در دیه ام عبیدة واقع در میان واسط و بصره درگذشت و مقبره ٔ او زیارتگاه پیروان طریقه ٔاوست . از تألیفات رفاعی است : ١- حکم (الرفاعی ) در تصوف چ مطبعه ٔ شرف - ١٣٠١ هَ . ق . ٢- رحیق الکوثر من کلام الغوث الرفاعی چ بیروت ١٨٨٧ م . ٣- الرالمصون چ مصر - ١٣٠٩ هَ . ق . ٤- النظام الخاص لاهل الاختصاص [درتصوف ] چ مطبعة العلمیة - ١٣١٣ هَ . ق . (از معجم المطبوعات مصر ج ١). رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ٣ شود.