رفت وآمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ تُ مَ) (مص مر.) رفتن و آمدن، ایاب و ذهاب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ تُ مَ) (مص مر.) رفتن و آمدن، ایاب و ذهاب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفت و آمد. [ رَ ت ُ م َ ] (مص مرخم، اِ مرکب ) تردد. (ناظم الاطباء). همان آمد و رفت است . (آنندراج ). رفتن و آمدن . ایاب و ذهاب . (فرهنگ فارسی معین ). ذهاب و ایاب .آمد و شد. آمد و رفت . (یادداشت مؤلف ) : ز رفت و آمد غمهای بدمستت خبر دارم صدا آید به گوشم چونکه در دل بازمی گردد. ملاقاسم مشهدی (از آنندراج ). ◄ مراوده و معاشرت . (فرهنگ نظام ). مراوده . اختلاف . (یادداشت مؤلف ). رجوع به آمد و رفت شود. ♦ رفت و آمد کردن ؛ آمد و شد داشتن . تردد کردن . (یادداشت مؤلف ).