رفتن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رُ تَ) (مص م.) نک روبیدن.
(رَ تَ) [ په. ] (مص ل.) ۱- روان شدن، حرک ت کردن. ۲- کوچ کردن، رحلت کردن. ۳- گذش تن، سپری شدن. ۴- مردن. ۵- تأثیر کردن. ۶- شدن، گذشتن. ۷- صورت پذیرفتن، انجام گرفتن. ۹- (عا.) شبیه بودن. ۱۰ - بی حال شدن. ۱۱ - انجام دادن. ۱۲ - قطع شدن، بریده یا کنده شدن.